سلام امروز دوتا از دوستام خونمون بودن. ساعت نه و نیم بلند شدم. خونه مرتب بود رفتم اشپزخونه و خورشت رو گذاشتم. چقد سخت بود تازه ی مدل بود. همش درکیر بودم. یکی انجام میشد میرفتم سراغ اون یکی. سبب زمینی
برچسب:
نویسنده: امیر نوروزی
برچسب:
نویسنده: امیر نوروزی
برچسب:
نویسنده: امیر نوروزی
مال و منال و ثروتم...
جاه و مقام و شوکتم...
علم و کمال و کستوم...
سارق کاردان من!
اینهمه را گذاشتی
خواب مرا ربوده ای؟!
یاسر قنبرلو*
برچسب:
نویسنده: امیر نوروزی
برچسب:
نویسنده: امیر نوروزی